خرید بک لینک

درباره سایت

453

آخرین مطالب

امکانات وب

یه پروژه ای داشتم که قرار بود توی اون برای سیستم مدیریت آموزش یک سازمان، از چندتا رویکرد جدید خصوصا Gamification استفاده کنم که آموزش ها تعاملی تر و اثربخش تر بشن.

برای اینکه فضای بامزه تری به پروژه بدم و تمام افرادی که از طرف سازمان مورد نظر درگیر در اجرای پروژه بودن رو بیشتر به هم نزدیک کنم، یک بازی رو انتخاب کردم و به همه شون گفتم که اون بازی رو یک ماه انجام بدن. تا انتهای اون یک ماه هم من آروم آروم فاز شناخت سازمان رو پیش میبردم و با توجه به زیرساختی که اون شرکت داشت، فرایند پیاده سازی رو براشون طراحی میکردم.

بعد از یک ماه، سیستم مدیریت آموزش طراحی شده بود و فقط مونده بود که با کمک افرادی که از سازمان شناخت دارن، من بهشون آموزش های بازیکاری رو دادم و خودشون هم یک بازی مشترک رو انجام دادن و الان میتونیم مثال های کاربردی از همون بازی رو برای پیاده سازی پروزه مون بزنیم، پروژه رو پیاده سازی کنیم.

یعنی درواقع الان جایی بود که باید تعریف میکردیم چه چالش هایی برای افراد میبایست در نظر بگیریم، چه رویکردهایی برای ارتقاء افراد در طی پروسه مورد نظر (یادگیری از طریق فرایندهای مشابه بازی کردن) و افراد چطور باید به همدیگه کمک کنن تا هم امتیاز سازمانی کسب کنن و هم موجب پیشرفت همدیگه بشن.

اما یه جای کار خیلی میلنگید

توی این بازی، به هر کس سه قلعه داده میشد. افراد باید یک سری سلاح هایی رو میخریدن، با همدیگه مبارزه میکردن و هرکس که میبرد، بهش پول و امتیازی برای ارتقاء سلاح هاش داده میشد.

تمام افرادی که از این شرکت توی این بازی بودن رو توی یک گروه توی همون بازی عضو کردیم و بهشون گفتیم شما با افراد بیرون از این گروه میجنگین که امتیاز و پول کسب کنین، ولی باید Friendly Battle با افراد گروهتون بزنین که ببینیم هریک از همگروهیاتون چه مشکلاتی دارن، بعد مشکلات رو بیایم و توی گروه مطرح کنیم و اونارو برطرف کنیم.

مشکل اینجا بود که بعضی از افراد با تکیه بر شانس تونسته بودن در ابتدای بازی پول خوبی جمع کنن و اسلحه هاشونو خیلی تقویت کنن، درصورتیکه سایر افراد داشتن روال عادی بازی رو پیش میبردن.

زمانیکه افراد به سطحی میرسیدن که میدونستن هفتاد هشتاد درصد از اعضاء گروه از اونا ضعیف تر هستن، موقع انجام Friendly Battle ، دیگه به چشم آموزش و شناسایی نقطه ضعف های همگروهیشون بازی نمیکردن. جوری بازی میکردن که طرف مقابل کاملا تخریب بشه. یعنی هر سه تا برج هم تیمیشونو در عرض چند ثانیه تخریب میکردن و طرف مقابل به طرز بسیار خجالت آوری میباخت. چون سایر اعضاء گروه هم میتونستن فیلم Friendly Battle هم گروهی هاشونو ببینن، کسی که میباخت رو توی شرکت هم دست می انداختن و بردن همکارها با ترکوندن هر سه تا برجک، به یک نماد تخریب شخصیتی بدل شده بود.

کار به جایی رسید که دیگه هیچکس با هیچکس توی اون گروه دوستانه Friendly Battle نمیزد. هیچکس مشکل هیچکسی رو نمیگفت.

میخوام از این موضوع توی اتفاقات روزهای اخیر استفاده کنم. ما که همه مون توی یه سطح مشابهی توی ایران هستیم، یعنی درس خوندیم، پارتی نداشتیم و سر شغل های عادی فعال شدیم و .... ، شرایط تقریبا یکسانی داریم، حالا اگه کسی بر حسب اتفاق کارش جور شده و تونسته منابع بیشتری به دست بیاره، خیلی بده که دیگرون رو تخریب کنه و زندگی اونا رو به طرزی با حقارت خطاب کنه که انگار طرف مقابل یک آدم لاابالیه و هیچکس غیر از اون آدمی که شانس توی زندگیش آورده، عرضه هیچ کاری رو نداره. زندگی هرچقدر هم که وزن تلاش توش زیاد باشه، باز هم از سنگینی وزن شانس چیزی کم نمیکنه.

هیچکدوممون مفهوم این بازی رو نفهمیدیم و فقط و فقط هدفمون شده رسیدن به top 10 بازی. چون اینکه به اونجا برسیم و به دیگران فخر بفروشیم برامون خیلی ارزشمندتر از کنار هم بازی کردن شده

برچسب: نویسنده: باربد کاشانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 2:22

صفحه بندی