خبرت هست ؟ که از خویش خبر نیست مرا ..... گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا
گر سرم در سر سو دات رود نیست عجب ..... سرسوای تو دارم غم سرنیست مرا
بیرخت اشک همی بارم و گل میکارم ..... غیر ازین کار کنون کار دگر نیست مرا
برچسب: نویسنده: باربد کاشانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 2:22