460
-
تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 2:56
کاش همه چیز رو میشد pause کرد. چند دقیقه رفت بیرون و جلوی یه پنجره سیگار کشید، یه آهنگ قدیمی گوش داد و دوباره دنیا رو play کرد.چیزی از گند بودن این دنیا کم نمیکنه، ولی یکم تحملشو راحت تر میکنه
461
-
تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 2:56
همیشه وقتی باهاش حرف میزدم، خنده روی لبم داشتم؛ لبخندی بود که بخشیش ناخواسته بود. حرکاتش برام جالب بود. طوری که بعضی وقتا که داشت در رابطه با چیزی توضیح میداد (خصوصا چیزهایی که درکش برای مردها سخته، م
462
-
تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 2:56
ده دقیقه پیش از شروع جلسه با مدیرعامل یک شرکت نیمه دولتی - نیمه خصوصی، وارد طبقه ای شدم که اتاق مدیرعامل و اتاق جلسات در اون طبقه قرار داشت. کنار صندلی های تعبیه شده برای مهمانان مدیرعامل، یک در بود ک
444
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 2:22
یه پروژه ای داشتم که قرار بود توی اون برای سیستم مدیریت آموزش یک سازمان، از چندتا رویکرد جدید خصوصا Gamification استفاده کنم که آموزش ها تعاملی تر و اثربخش تر بشن. برای اینکه فضای بامزه تری به پروژه ب
445
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 2:22
استاد کتاب "شب های روشن" رو در دست داشت و در کافه نشسته بود. صدای پای رویا از دور به گوش میرسید و لحظه به لحظه نزدیک تر میشد، تا اینکه به کنار میز استاد رسید. رویا: از من دلخوری؟ استاد: آدم هیچوقت از
447
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 2:22
آرزوهایم را ترسیدم به زبان بیاورم، زمان گذشت، همه شان حسرت هایم شدند
448
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 2:22
خواهر کوچکترش هم اگر ازدواج کند، پسر میان سال، آخرین فردی میشود که مجرد است و در خانه مانده. این روزها، ترسش از آدم هایی که دست همدیگر را گرفته اند و لبخندزنان از کنارش رد میشوند، بسیار زیادتر از قبل هم شده است
449
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 2:22
تا ببینمت و بگویم یادت هست آنروز که گفتم کاش پیش از تو بمیرم؟ میترسیدم که روزهایم را بی حضور لبخند تو ببینم. میترسیدم که ببینم روز بی طلوع خنده تو آغاز میشود. میترسیدم از شبهایی که بی بوی موهای تو به خواب بروم. میخواستم پیش از تو بمیرم ناز من، نه اینکه در این زندانی که نامش تهران است، حکم ندیدنت تا ...
450
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 2:22
وقتی میفهمی پیر شده ای که میبینی کسی نیست که دوست داشته باشی دستش را بین دستانت بگیری و مثل کشف لطافت حریر با کنجکاوی نوازشش کنی، یا بگویی تو حرف بزن بگذار من فقط حرکت لبهایت را تماشا کنم، یا موهایش ر
451
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 2:22
خبرت هست ؟ که از خویش خبر نیست مرا ..... گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا گر سرم در سر سو دات رود نیست عجب ..... سرسوای تو دارم غم سرنیست مرا بیرخت اشک همی بارم و گل میکارم ..... غیر ازین کار کنون کار دگر نیست مرا
452
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 2:22
لذت بردن از تنهایی فقط زمانی میتونه لذت بخش باشه که کسی تو زندگیت نبوده که ببینی با اون بودن چقدر بهتر از تنهاییهبعد از اون، تنهایی فقط به گردگیری از عکس هایی که روی طاقچه خاطره هات گذاشتی میگذره
453
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 2:22
نشسته ام به در نگاه میکنمدریچه آه میکشدتو از کدام راه میرسی؟خیال دیدنت چه دلپذیر بودجوانیام در این امید پیر شدنیامدی و دیر شد سایه